پنجشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۸
دوگانه مردم و گروه در چالش تجزیه هرمزگان ۱۳۹۵/۰۳/۳۰

 رضا دبیری‌نژاد-معاون فرهنگی و رییس اداره موزه – موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک- در یادداشتی که در اختیار معماری نیوز نهاد به بررسی جدایی 5 روستا از استان هرمزگان و پیوستن آنها به لامرد فارس و اعتراضات مردمی به این قضیه پرداخت و نوشت:سال‌ها پیش از جناب «دکتر هنری» شنیدم که زمان تشکیل استان هرمزگان، پیشنهاد نام استان را ایشان و همکارانشان در مرکز مردم‌شناسی ایران داده‌اند. همان زمان برایم جالب بود که تشکیل نام یک استان، حدودوثغورش و حتا نامش با یک مطالعه دقیق مردم‌شناسی و فرهنگ شناختی انجام می‌شده است تا با یک تاریخ نگری  و آینده‌نگری لازم از مسائل داخلی و بیرونی آینده جلوگیری شود. شناختی که روابط بین اقوام و ریشه‌های فرهنگی اعم از تاریخ زیست، زبان‌شناختی و منابع طبیعی را با هم در نظر می‌گیرد تا در یک مرز فرهنگی تشکیل یک‌خانه و خانواده دهند. با همین رویکرد استان‌ها چون خانه‌ها همسایه می‌شوند و درنهایت یک کشور در کنار هم به یک منفعت ملی می‌رسند و برای رسیدن به منافع مشترک ملی با هم در یک روابط دوسویه قرار می‌گیرند. 

یادم هست که همان زمان دکتر هنری این تعبیر را داشت که خلیج‌فارس همچون تاج در نقشه‌های قدیمی بر سر ایران قرارگرفته است و این مرز آبی دروازه ثابت ایران بوده است. بنا بر همین تعبیر باید گفت که هرمزگان دروازه ثابتی برای ایران بوده است. دروازه ثابتی که همواره میزبان و پذیرای همه اقوام بوده است و در خود را بر هیچ ایرانی نبسته است. بازارهای هرمزگان روزی‌رسان اقوام مختلفی از ایرانیان است که حتا هنوز نام و حضورشان بر بازارهای بندرعباس سندی بر این رویکرد است. بازار لاری‌ها، بازار کردها، بازار ترک‌ها و...

این هم‌نشینی تا آنجا پیش رفته است که بسیاری از این اقوام خود را هرمزگانی می‌دانند و درست هم همین است. این احساس تعلق و خاطره مشترک است که ما را هویت می‌بخشد و هموند می‌سازد. هرمزگان و منابعش هیچ‌گاه انحصاری نبوده است و سود و آورده‌هایش به همه ایرانیان رسیده است. ارزیابی کنید انتفاع مناطق آزاد برای همه ایرانیان نبوده است و همه ایرانیان بازاریان این مناطق نیستند.

حالا این پرسش پیش می‌آید که مگر ساحل دریایی خلیج‌فارس برای همه ایرانیان نیست و مگر دسترسی به آب‌ها و خدمات آن برای استان‌های دیگر مشکل بوده است؟ مگر همه استان‌های این کشور با هم نیستند؟ مگر همه استان‌ها در منافع ملی قرار نمی‌گیرند؟ آیا باید خراسان و کرمان و اصفهان و همدان هم مرزی با خلیج‌فارس داشته باشند؟ آیا استان‌های کشور یک زنجیره متصل‌به‌هم نیستند که در یک دادوستد با هم زیست و تبادل کار و انتفاع داشته باشند؟
هرمزگان همواره یکی از آرام‌ترین و باثبات‌ترین استان‌های مرزی کشور بوده است که مردمانش اگرچه با کشورهای دیگر رفت‌وآمد داشته‌اند و حتا مردمان غرب استان در کشورهای جنوبی خلیج‌فارس به اشتغال و درآمد مشغول بوده‌اند اما همواره با این‌سو و با سرزمین ایران پیوند و اخت داشته و به این رابطه با این اندیشیده‌اند. ازاین‌رو اهمیت فرهنگی یک شهر و استان در ایجاد پیوندهای قومی و ملی آن است و نه در سهم خواهی منافع سیاسی و اقتصادی.

آنچه در موضوع جدایی بخشی از غرب هرمزگان و الحاق آن به لامرد پیش‌آمده نشان داده است که نه مطالعات فرهنگی و قوم شناختی زیربنایی دارد و نه یک دغدغه مردمی است. رفتار پیش‌آمده نشان داده است که حتا این موضوع دغدغه استان پهناور فارس هم نیست که خود موضوع نوعی اقدام برای تجزیه استان فارس در آینده نیز هست. آنچه به چشم می‌آید یکسو خواست مردمی‌ست که می‌خواهند هویت و تعلق خود را به خانواده‌شان حفظ کنند و در دیگر سو؟
در دیگر سو مردم نیستند که مردم لامرد با مردم هرمزگان پیوند دیرینه دارند و پیوندهای خانوادگی و کاری آن‌ها را یکی کرده است. مردم لامرد با هرمزگان زندگی می‌کنند و نیازمند سهم خواهی از آب‌وخاک هرمزگان نیستند. اگر لامردی‌ها با هرمزگان یکی و در پیوند نبودند که نماینده بخشی از هرمزگان لامردی نبود و یا برخی از مدیران پیشین و حاضر هرمزگان را لامردی‌ها تشکیل نمی‌دادند. ازاین‌رو در دیگر سو لامرد نیست، استان فارس نیست که یک باند و گروه است که می‌خواهد از ابزارهای سیاسی، قانونی به منافعی دست یابد. دیگر سو را باید قدرت و منافع یک گروه قلمداد کرد که برای منافع خود بر فرهنگ و روابط قومی خط می‌کشد.

آنچه پیش‌آمده اگرچه در وهله نخست هویت و حریم هرمزگان را به خطر انداخته است اما در وهله دوم که اهمیت بیشتری دارد، منافع ملی را که وابسته به ثبات اقوام و هویت‌های خرد و احساس تعلق‌های وطنی است را به خطر می‌اندازد و بخش‌هایی از مناطق مرزی را در برابر هم قرار می‌دهد. این اتفاق روابط دیرینه این مناطق را سست کرده و خشمی را می‌کارد که عواقبش به صلاح منافع ملی نیست. حتا تفکیک مناطق یادشده نظام کاری، اقتصادی منطقه را آشفته کرده و به‌تبع آن سیستم زیست‌محیطی منطقه نیز در خطر می‌گیرد.

اینک در این چالش اجتماعی دوگانه‌ای از مردم و گروه پدید آمده که در برابر هم قرارگرفته است و تداوم آن شکاف‌های دیگری همچون اختلاف میان دولت و جامعه را خواهد داشت که جبران آن به‌راحتی نخواهد بود 
 



پایگاه رهبریمجلس شورای اسلامیدرخواست ملاقاتخبرگزاری خانه ملتعملکرد سه ماهه دومروزنامه دریا